۱۳ مهر ماه سالروز وفات فریدون فروغی، شاعر، نوازنده گیتار، خواننده و آهنگساز ایرانی

0

۱۳ مهر ماه سالروز وفات فریدون فروغی، شاعر، نوازنده گیتار، خواننده و آهنگساز ایرانی

اصل و تبار فریدون فروغی

اصل و تبار فریدون فروغی به منطقه نراق می‌رسد. حوالی دلیجان برای رفتن به آنجا باید از  قم به کاشان رفته و و وارد استان مرکزی بشوی. زمانی که فریدون به‌دنیا آمد حکومت «نراق» را یک «قریه» می‌دانست و فریدون آنرا «قریه خود» می‌خواند.

اما فریدون فروغی ده‌ ساله بود که دید قریه‌ی آباء و اجدادی‌شان به خواست حکومت و به دلیل توسعه روزافزون تغییر بافت داده و به «شهر نراق» تبدیل شده.

مرد همیشه غمگین موسیقی ایران، فریدون فروغی  خواننده، ‌نوازنده “گیتار ،‌ پیانو و ارگ و جاز”، آهنگساز و شاعر نوپرداز، یکی از بزرگترین نام های موسیقی ایران در ۹ بهمن ۱۳۲۹ در محله سرسبیل تهران چشم به جهان گشود.

 

خانواده فریدون فروغی

خانواده فریدون یک خانواده متوسط به تمام معنا بودند. او فرزند آخر پدر و مادری بود که در عطش فرزند پسر سوخته بودند. فتح‌الله پدر فریدون، کارمند ادارهٔ دخانیات بود.

پدر فریدون در تنهایی خود شعر می‌سرود و تار می‌زد. هرچند هیچ گاه داعیه یا فرصت پیگیری مجدانه و پرداختن به علاقه‌اش را نیافت.

مادرش فخریه زنی خانه دار و مهربان و خونگرم بود. فریدون چهارمین، آخرین و تنها پسر، بعد از سه خواهر بزرگش ” عفت، پروانه و فروغ” بود .

خانواده او در نراق کسان بسیاری داشتند؛ پدر بزرگ و جد فریدون فروغی از ملاکان بزرگ نراق بودند. اما پدرش بخش عمده این مایملک را به ‌قولی تبدیل به احسن کرد و شهری شد (چیزی که برای فریدون تبدیل به حسرتی بزرگ شد).

او شش‌ساله بود که تحصیل را آغاز کرد و در دبیرستان هم به یکی از رشته‌های علوم پایه رفت تا بلکه استعدادی نشان داده و دکترایی چیزی بگیرد. سرآخر سال ۱۳۴۷ مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد.

 

علاقه به موسیقی

علاقه او به موسیقی از همان سال های کودکی نمایان شد و این علاقه به قدری اوج می گیرد که با وجود مخالفت اطرافیانش از پول های پس انداز خود یک جاز می خرد و بدون هیچ استادی شروع به یادگیری می کند. اما بعدها به این نتیجه می رسد که یک خواننده باید گیتار بزند …

 

عشق در دوران نوجوانی

او در ۱۴ سالگی با دختری آشنا می شود، این آشنایی که به عشق تبدیل شده بود تا ۱۸ سالگی ادامه پیدا می کند ولی در این زمان دختر به همراه پدر به آبادان سفر می کند.

پس از چند ماه نامه به دست او می رسد. نامه از (س) بود : ” … تو موزیسین بی آتیه ای هستی. من نمی توانم به ارتباطم با تو را ادامه بدهم ، می خواهم با فرد دیگری ازدواج کنم … خداحافظ .”

فریدون اولین تلخی بزرگ زندگیش را می چشد و سرخورده و دلشکسته با اولین پیشنهاد تهران را ترک می کند و در کاباره کازبای شیراز به همراه گروهی از دوستانش به اجرای کارهای انگلیسی زبان راک و بلوز، به خصوص مقتدایش ” ری چارلز ” می پردازد.

 

مطالب مرتبط
بهترین نقش‌آفرینی‌های بازیگران در فیلم های ترسناک (قسمت اول)

شهرت فریدون غروغی، شهیار قنبری، اسفندیار منفردزاده و سینما

همکاری او با شهیار قنبری و اسفندیار منفرد زاده به کلوپ های مارکیز و کاکوله بر می گردد. همکاری او در سینما به زمان بازگشت خسرو هریتاش از آمریکا برمی گردد.

هریتاش قصد ساخت فیلمی متفاوت دارد که به دنبال عوامل دلخواه تورج شعبانخانی و فریدون را می یابد. سال ۱۳۴۹ فیلم آدمک هریتاش بادو قطعه آدمک و پروانه من با موسیقی شعبانخانی و اشعار لعبت والا اکران می شود.

 

فریدون فروغی و علاقه اش به ری چالز

فریدون فروغی به شهرت می رسد. هر چند به او خرده می گرفتند که صدای فرهاد را تقلید می کند اما مجبور نبود زیر سایه خواننده محبوبش ری چارلز نابینا قرار بگیرد.

در عرض دو سال بعد چندین ترانه را اجرا می کند که شاخص ترین آنها ترانه نیاز است که از شهیار قنبری است وبا موسیقی منفرد زاده.

 

ترانه نماز فریدون فروغی و اولین دردسر در ساواک

اما در ادامه فعالیت فروغی در سینما او همکاری هایی با ذکریا هاشمی برای فیلم زن باکره و اجرای ترانه نیاز با آهنگ منفرد زاده وشعر شهیار قنبری که منجر به تغییراتی درنام اثر می شوند که ابتدا نامش نماز بود و منجر به امضا تعهدی برای ساواک می شود.

در سال ۱۳۵۱ فتنه چکمه پوش ساخته همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی بر تیتراژ آن ترانه ای به همین عنوان اجرا کرد. سال بعد تنگنا ساخته امیر نادری با ملودیهای شورانگیز منفرد زاده صدای فروغی را بر تیتراژ داشت.

در همان سال ۵۲ به کافه کازبا در شیراز دعوت شده و بیش از یک سال به اجرای برنامه پرداخت و عشقی بی سرانجام را تجربه کرد. سال بعد به خواهش فرزان دلجو بازیگر جوان سینما برای فیلم یاران می خواند.

 

فریدون فروغی و واروژان

در ۱۳۵۴ملودی های ماهی خسته را که پیشتر با شعری از خود آهنگساز ویلیام خنو خوانده این بار با شعری از شهیار قنبری و تنظیم واروژان اجرا می کند. این ترانه ابتدا قرار بود توسط داریوش اقبالی اجرا شود ولی به زندان افتادن او، قنبری ومنفرد زاده به فروغی سپرده شد.

 

ترانه سال قحطی فریدون فروغی و زندان

بین سال های ۵۰تا ۵۸ ترانه های ماندگاری چون کوچه شهردلم، مردن شاپرک ها، هوای تازه، گرفتار، خاک، غم تنهایی، زندون دل، قوزک پا، مردغریب و سال قحطی منتشر می شود که این آخری باعث به زندان افتادن او می شود. او به علت اجرای ترانه “سال قحطی” از طرف رژیم شاه دو سال ممنوع الصدا می شود.

 

جشن شاهنشاهی در شمال و اجرای فریدون فروغی

در سال ۱۳۵۴جشن شاهنشاهی در شمال برگزار می شود و از خوانندگان خواسته می شود به اجرای برنامه بپردازند. اما درست زمانی که نوبت به فریدون می رسد، او با دوستانش به ساحل میرود و برای خودشان می زنند و می خوانند.

loading...

ساعت ۱۰:۳۰ ساوک او را پیدا می کند و به مجلس می برد . رهبر ارکست از او می پرسد : “چه آهنگی می خواهی؟” فریدون اشاره می کند که نیازی نیست و با گیتارش می رود جلو. بر خلاف بقیه، بی آنکه به شاه تعظیم کند، با اشاره سر شروع می کند:

“یک نفر می یاد که من منتظر دیدنشم

یک نفر می یاد که من تشنه بوییدنشم …”

پس اجرای ترانه “همیشه غایب” از برابر شاه بلند می شود و می رود. ساواک او را دستگیر می کند و تحت پیگرد قرار می دهد. پس از مدتی ساواک یه پاکت حاوی شعر و یک پاکت حاوی یک چک به فروغی می دهد که شعر را بخواند واز اتهام برهد.

او چک را پاره می کند و شعر را به خانه می برد. مدتی بعد او شعر را می خواند و خوشش می آید، بر روی آن ترانه می گذارد و ترانه “خاک” اینگونه متولد می شود. پس اعلام فضای باز سیاسی او سومین کاست خود تحت عنوان “سال قحطی” را به بازار عرضه می کند .

 

مطالب مرتبط
5 مدل موی زیبا از اما استون

ازدواج بی سرانجام

در این سال ها او دو ازدواج بی سرانجام را تجربه می کند که در اولین با گلی فتوره چی ازدواج کرد که بیش از دو سال طول نکشید ونزدیک به چهار سال بعد هم با سوسن معادلیان دومین وآخرین ازدواجش را تجربه کرد که بیشتر از سه سال دوام نیاورد.

 

ترانه های بحث برانگیز طاهره، شیاد، حقه، رزمندگان و طلوع خونین

سال۵۷ بین ماندن ورفتن دلیلی بر رفتن نمی بیند و در گرماگرم حوادث چندین کار تازه از او چون اشک حباب، روسپی وقریه منتشر می شود و حتی آلبومی به نام با آغازی نو که یک اجرای زنده کوچک بود و ترانه های بحث انگیزی چون طاهره، شیاد، حقه، رزمندگان و طلوع خونین در آن اجرا شده بودبه بازار آمد که ترانه های اکثر آنها سروده فرهنگ قاسمی دوست وهمکار همیشگی فروغی بود.

ترانه های فریدون نماینده جریان تازه ای می شود، صدایش رنگ عصیان و سر برآوردن عقده های اجتماعی و فرهنگی بود . همه این عناصر موجب می شود که به او لقب “خواننده ملی” بدهند.

در سال ۵۷ در بحبوبه انقلاب همگام بر مردم و در اعتراض به وضعییت موجود کاست “بت شکن” را منشر می کند. در همین سال ترانه “روسپی” اجرا می کند که هرگز اجازه انتشار به آن داده نشد.

 

فریدون فروغی و شروعی نو

بعد از انقلاب بر خلاف اکثر خواننده های مطرح در ایران می ماند و در سال ۵۸ به اجرای کنسرت می پردازد که این کنسرت تحت عنوان ” فریدون فروغی با آغازی نو” به صورت کاست به بازار عرضه می شود که این کاست بیشترین تیتراژ فروش را به خود اختصاص می دهد

. ویژگی اصلی کاست ترانه های ریتمیکی چون “حقه” و “شیاد” است که به علت محتوای خاصش باعث محبوبیت بیش از پیش او می شود.

 

ترانه یار دبستانی

بیست و هشتمین ترانه ای که با صدای او اوج گرفت یار دبستانی بود که منصور تهرانی برای تیتراژ فیلمش بنام از فریاد تا ترور شعر وآهنگ آن را نوشته بود ولی به جای فروغی که ممنوع الصدا شده و باید صدا از تیتراژ حذف شود جمشید جم دوباره آنرا می خواند وروی صدای فروغی نه تنها در فیلم بلکه درتمام فروشگاه ها وخانه ها مهر ممنوع زده می شود.

 

مطالب مرتبط
خسرو شکیبایی اسطوره ای فراموش نشدنی

فریدون فروغی و آغاز انزوای بیست ساله

فروغی به کنج خانه مادرش در همان ساختمان یک طبقه واقع در بزرگراه رسالت تا آخر پناه می برد و دو بار به زندان می افتد تا اینکه سفرش به دبی در سال۶۵ او را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد ولی راضی به رفتن نشد.

 

کنسرت در کیش

در پاییز سال۷۸ در جزیره کیش در رستوران هتل آنا دوستدارانش سرانجام بعد از سال ها مجوز شنیدن صدای او را گرفتند. سالن این رستوران ۲۰۰ صندلی داشت وفریدون در دو نوبت هر بار ۴۵ شب آنجا برنامه داشت. کنسرت ده روزه اش در سالن حافظ دانشگاه کیش هم با استقبال روبرو شد هر چند آنجا هم با ۳۰۰صندلی در خور شان فروغی نبود.

در سال۷۹ موسیقی پایانی فیلم دختری بنام تندر به کارگردانی آشتیانی پور با صدای او وشعر می تراود مهتاب نیما یوشیج بر پرده بود.

پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمی تواند برای فیلم گل یخ با داستانی پیرامون خواننده ای محکوم به سکوت مجوز حضور او را به عنوان بازیگر بگیرد. در دوران خاموشی حتی آلبوم آماده او بنام توحید در وصف حضرت علی (ع)با بی مهری مسوولان مواجه شد.

 

… و فریدون دق کرد

درچنین اوضاعی فریدون خسته و سرخورده این بار کاملا ناامید می شود. تا سرانجام قوزک پایش یارای رفتن که نه تاب ماندن هم نداشت وپس از او مادر پیرش هم به او پیوست و بعد شوهر خواهرش پروانه که هرسه را در روستای قرقرک اشتهارد کرج به خاک سپردند.

فریدون فروغی در سحر گاه جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸۰ در خانه اش واقع در تهرانپارس، درانزوا و تنهایی، از زندگی و پلیدی هایش خود را می رهاند و داشته ها و نداشته هایش را برای آنهایی می گذارد،  که او را از نفس کشیدن و زندگی کردن باز داشتن. علت مرگ سکته قلبی، فریدون بالاخره دق کرد ! …

پیکرش به وصیت خودش در کنار چشمه ای به زلالی چشمه “قریه من” به خاک سپرده می شود در حالی که تنها اشک خانواده اش او را بدرقه می کرد .

شنبه اکثر روزنامه ها خبر را می نویسن. رفته رفته مقابل خانه شخصی فریدون شلوغ می شود. ازدحام جمععیت ایجاد ترافیک می کند و این ازدحام تا چند روز ادامه می یابد.

مراسم ختم روز سه شنبه ۱۷ مهر ماه برگزار می شود. مراسم ختمی که شبیه ختم نبود. ترانه های فریدون در بیرون مسجد پخش می شود وهمه افراد حاضر با شمع های روشن در دست همراه آن زمزه می کنند واشک می ریزندش.

گالری تصاویر فریدون فروغی، شاعر، نوازنده گیتار، خواننده و آهنگساز ایرانی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.