شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی – قسمت اول

0

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی – قسمت اول

 

۱- عباس جدیدی گفته هنرمندی که نمیتونه دو تا شاخ بز رو از هم جدا کنه چطوری اظهار نظر میکنه. خب خداروشکر کاربری آقای جدیدی تو شورای شهرهم مشخص شد.

۲- هوا انقدر سرد شده که امروز صبح لگد زدم به ماشین یه گربه از تو موتور ماشین گفت داداشی ناموسا هوا سرده فقط روشن کن برو، من جام اوکیه چیزیم نمیشه.

۳- شصتمو سرما زده بس که تو اینستا برف لایک کردم.

۴- ‏همسایه روبرویی با یه آرامش خاص و لبخندی بر لب توی بالکن ایستاده داره برف رو تماشا میکنه و قهوه میخوره که انگار زن من ١١٠ کیلو وزن داره.

 

  

وقتی میری ببینی جوابتو داده یا نه و میبینی اون بالا زده: Is typing.. 

۵- اگه یازده سپتامبر تو تهران اتفاق افتاده بود امکان داشت منم از آبادان توش کشته بشم.

۶- دستگاه زنده یاب رو ببرن دم خونه محمدرضا عارف ببینن چیزی پیدا می‌کنه؟

۷- ‏آخرش یه کمیته تشکیل میدن مشخص میشه مقصرین اصلی فاجعه پلاسکو به ترتیب نگهبان مجتمع، ۲ تا کارگر روز مزد، پیت حلبی ته پاساژ، برجام و داداشِ روحانی هستن.

۸- ‏من اگه رزمنده هم بودم، اون رزمنده‌ای می‌شدم که کمک آرپی‌جی زن بود و وظیفه‌ش این بود گلوله به هدف اصابت کرد بگه الله اکبر.

 

  

جلسه ی دفاع از پایان نامه 

۹- عباس جدیدی گاهی تو خلوتش به این فکر میکنه که اینا رو چه حسابی به من رای دادن؟

۱۰- اینا عذرخواهی رو هم تکذیب می‌کنن بابا، ما چه انتظار بی‌خودی داریم.

۱۱- پنیر پیتزا مثل امیرکبیره. امیر کبیر ناصرالدین شاه رو شاه کرد پنیر پتیزا هم پیتزا رو پیتزا کرد ولی حق جفتشون خورده شد.

۱۲- الان قبض موبایل برام اومد سه هزار و صد تومن، مهدیار اون طناب دار رو بیار.

 

  

وقتی از یه لباس خودشت میاد و برچسب قیمتشو میبینی 

۱۳- ‏یه وقتیم میری تلگرام میبینی، اوو، بیس تا پی ام جدید، میگی یعنی کی میتونه باشه، میری میبینی دستت خورده یه کانالی، چیزی از میوتی در اومده بوده.

۱۴- ‏قلبمو بزرگ میکنم تا شاید دماغم کوچیکتر به نظر بیاد.
 

۱۵- -مدرک دانشگاهیت چقدر به بیشعوریت کمک کرد؟
+خیلی، بخش اعظم بیشعوریمو مدیون مدرک دانشگاهی و توهم تحصیلکرده بودنم هستم.

۱۶- من خیلی وقته به خاطر مشغله، کار ترجمه ی متون فرانسوی انجام نمیدم. البته این که زبان فرانسه بلد نیستم هم توش بی تاثیر نیست.

 

  

این اثر متعلق به چه کسی است؟ 
۱-رامبراند 
۲-عباس جدیدی 
۳-مختاباد 
۴-پیکاسو 

۱۷- یه ترم دیگه فیزیک یکو بیفتم میتونم ادعا کنم از انیشتین بیشتر رو فیزیک پایه کار کردم.

۱۸- یه لحظه ای هم بود تو مدرسه که وسط درس دادن معلم بر میگشتم دوستمو نگاه میکردم و میگفتم میفهمی؟ میگفت نه! و من خوشحال به نفهمیدنم ادامه میدادم.

۱۹- همیشه حق ایرانیا رو میخورن وگرنه جایزه نوبل ادبیات رو باید میدادن به حسن شماعی زاده بخاطر شعر «اگه تو از بری زبون زرگری/دز سزتز دازا رز مز»

۲۰- بلک بری توی امریکا میتونه پرده خونه رو تو هر حالتی که بخوای تنظیمش کنه ولی تو ایران حکم ١١٠٠ رو داره.

 

  

والا 
 

۲۱- یکی از فامیلامون ۳ تا پسر داره به اسمای نیما و امین و مانی، فک کنم موقع انتخاب اسم حرفای “ا-م-ن-ی”رو میریخته تو ی ظرف بعد شانسی یکی یکی درمیاورد.

۲۲- بیاید یک بار براىِ همیشه این مسئله رو حل کنیم، وقتى من زنگ مى زنم و خط قطع میشه، بعدِش “من” دوباره زنگ مى زنم.

۲۳- ساختمون آلومینیوم همین الانش هم ریخته، گرمه حالیش نیس.

۲۴- سر جلسه امتحان استاد اومده بود سوالای بچه هارو جواب میداد رسید دم میز من گفت سوالی نداری؟ گفتم چرا استاد ترم دیگه‌ام این درس و برمیدارید؟

loading...

 

 

وقتی دیگه خرت از پل رد شده 

۲۵- همان‌طور که حالا شهروندان عزیز ملاحظه می‌کنند، هیچ ساختمان پلاسکویی در چهارراه استانبول وجود ندارد و کذب محض است.

۲۶- آخرین جمله اون گوسفند قربانی که برای حل بحران پلاسکو زدنش زمین: داداش داری اشتباه میزنی.

۲۷- اگه پاساژ علاءالدین آتیش بگیره تقصیر رو می‌ندازیم گردن گلکسی نوت ۷. تازه از کره غرامت هم می‌گیریم.

۲۸- با بابام رفتیم شکار گفت هر وقت بهت گفتم بزنش. گفتم باشه. گفت بزنش. دویدم دنبال گوزنه که بزنمش. نمیدونم چرا بابام اشتباهی داشت به من تیر میزد.

 

  

وقتی آماده شدی بری برف بازی و بهت میگن برفا آب شده 

۲۹- ‏همسایمون یه پسر درسخون هم سن من داشت، از بس بابام اینو تو سر من کوبیده بود پسر همسایه کج شده بود.

۳۰- فیلم اصغر فرهادی نامزد جایزه اسکا

۳۱- اول سربازی افسر صدام کرد گفت تو پروندت نوشتی قد ۲ متر، فازت چیه؟ گفتم من تو سن رشدم تا سال دیگه میشم ۲ متر. ۵ ماه اضاف خدمت خوردم همون روز.

۳۲- امروز تو مترو مادرم پیام داد تا همت نیا، مفتح منتظرتیم؛ من یادم رفت که کناریم بهم گفت داداش مادر گفتن اینجا پیاده شی.

 

  

جوراب اصغر فرهادی 
 

۳۳- الان مجلس، وزیر ارتباطات رو استیضاح میکنه که چرا تو موتور خونه پلاسکو موبایل آنتن میداده.

۳۴- اعضای محترم آقایان علیرضا باقری، نادر بروسلی، وحید خزایی و خانم دنیا جهانبخت سه دقیقه وقت دارن که تذکرشون رو بدن.  (دوره بعدی شورای شهر)

۳۵- یک عده از پسرها هم هستن روابط عاطفیشون رو مثل فیلم هاى اصغر فرهادى پایان باز تموم مى کنن! یعنى اصلا هیچ رابطه اى براشون تموم نمى شه.

۳۶- ازین به بعد تو اینستا پشت فرمون و ترافیک لایو میرن که هییییچ موقع غذا خوردنشونم همراهشون خواهیم بود!

 

  

‏تف به این زندگی، از همین اول بد آوردیم 

۳۷- ابی ۸ فروردین تو آذربایجان کنسرت داره. باور کنید از این نزدیکتر نمیتونه بیاد.

۳۸- ملت بعد از پلاسکو یاد گرفتن ماشین آتش نشانی دیدن برن کنار، کاش یه برنامه هم باشه یادبگیرن قبل سوار مترو شدن حموم کنن.

۳۹- از چند روز دیگه باید جا ساز های تو خانه رو تخلیه کنیم، خانه تکانی از آنچه شما در تقویم میبینید نزدیک تر است.

۴۰- یه بار شش صبح بلند شدم که کامروا بشم، فرستادنم نونوایی شادروان شدم.

 

  

دیگه هیچی سر جای خودش نیست! 

۴۱- دیشب خواب میدیدم زنگ خونه رو زدن برداشتم گفتم کیه؟ با ریتم گفت حاااامد پهلاااانه. بدترین کابوسی بود که توی عمرم دیدم.

۴۲- یه مدت زود میومدم خونه موقع غذا خوردن کمک میکردم به خانواده. برای بابام چایی میبردم. آخرش بابام گفت مگه چند واحد افتادی این ترم؟

۴۳- ‏پسره تو ترافیک می خواست بهم شماره بده، راهنمایی رانندگی پشتش بود تو بلندگو اعلام کرد اقا حرکت کن، برو یه گوشه وایسا باهاش صحبت کن. بعد بگین تو مملکت آزادی نیست.

۴۴- الان ستاد بحران جوگیر میشه لابه لای خبرا نامزد اسکار شدن فروشنده رو هم تکذیب میکنه.

۴۵- ما ایرانیا هوش و تکنیک موفقیت رو داریم منتها به قول هادی عامل بدنمون خالی کرده دیگه.

۴۶- فرق بچه هاى دهه‌ى شصت و هفتاد از میوه برداشتنِشون معلوم میشه، شصتى ها هنوز روشون نمیشه موز بردارند و بجاش نارنگى برمیدارن.

 

 

وضعیت سانسورچی‌ها در مقابل اخبار شبکه‌های اجتماعی

مطالب مرتبط
آیا واقعا حیوانات می توانند زلزله را پیش بینی کنند

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.